أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

149

قانون ( فارسى )

كودكان بسيار به صرع مبتلا مىشوند ، كه رطوبت آنها زياد است . شايد از همان لحظات ولادت به صرع دچار آيند ، و ممكن است در سن نوجوانى صرعى شوند . اگر زود در چارهء آنها بكوشند و كوشش صحيح باشد صرع از بين خواهد رفت ، و الّا باقى مىماند . بايد كوشيد كه نوجوان را قبل از مو درآوردن از صرع نجات داد . كودكانى كه زخم و ورم‌هايى در اطراف سر دارند از بيمارى صرع بيشتر در امانند . مادهء آبكى در سوراخهاى بينى و همچنين رطوبت مغز - كه با اساس خلقت همراهند - بايستى بيرون جهند . شايد در رحم از جنين تراوش كند و شايد بعد از ولادت ريزش نمايد اگر ريزش ننمود حتما بچه مصروع خواهد شد . صرعى كه كودكان را در بر مىگيرد علاجش سهل است و در حين بلوغ زايل مىشود . به شرطى كه خوب نگهدارى و معالجه گردد . جوانانى كه دچار صرع مىشوند اگر بعد از سن بيست و پنج سالگى صرع رو به ازدياد بود ، بايد دانست كه علت در مغز و به‌ويژه در گوهر مغز است در چنين حالتى صرع باقى است و بيمار را رها نمىكند . تنها راه چاره‌اش آن است كه نوبهء صرع را سبكتر و آزارش را تقليل داد . بقراط عقيده دارد صرع با چنين جوانانى تا سرحد مرگ مىماند و چاره‌پذير نيست . سالخوردگان كمتر دچار بيمارى صرع ناشى از بندآمدنيهاى گدارها مىشوند . انگيزه‌هاى تحريك‌كنندهء صرع از خارج نوعيت خوراك ، مشروبات ، امتلاء ، زياد زير اشعهء خورشيد ماندن - كه مواد را به سوى سر جذب مىنمايد و نمىگذارد مواد در هر دو طرف بدن انتشار يابد - در برانگيختن صرع مؤثر مىباشند . جماع زياد ، در رفاه و تنبلى زيستن ، ورزش نكردن ، ورزش را بر سيرى معده و معده پرى كردن ، كه اخلاط را قبل از تحليل رفتن كامل به حركت وامىدارد و فراغها را پر مىنمايد از مسبّبات صرعند . و هر چيزى كه مايهء ضعف قلب مىشود ، از قبيل ترس ، صداهاى مهيب و ناخودآگاه ، روزه براى صاحب معدهء ناتوان ، نوشيدن شراب خالص كه معده را آزار دهد . چيزهايى كه ذكر شد سببهاى دورند ، اما باعث سببهاى نزديك مىشوند ، و ما اين سببها را در فصل جداگانه به تفصيل ذكر خواهيم كرد . گويند بيمار صرعى اگر پوست تازه بركندهء بز را گرماگرم بپوشد و به آب زند صرع به سراغش خواهد آمد . و هم‌چنين اگر « شاخ بز » و « مرّ » و آويشم را دود كند و دود را بركشد صرع به سراغش مىآيد . اكثرا بيمار صرعى از اثر تب شفا يابد و به‌ويژه اگر درازمدت و به خصوص تب ربع ( چهار روز در ميان ) باشد . كه تبى ديرپاست و مادهء سودايى را تحليل مىبرد . تب‌لرز هم دراين‌باره بسيار نافع است ، زيرا تب‌لرز مادهء زائده را كه بر مغز چسبيده به ستوه مىآورد . عرقى كه بعد از تب‌لرز پديد